راهبردهاي آموزش علوم

مقدمه

در روشهای جدید تدریس، تاکید بر فرآیند تدریس و یادگیری است. یعنی، معلمان به جای اینکه یافته های علمی را به دانش آموزان منتقل نمایند و از آنها بخواهند که این مطالب را بخاطر سپرده و به صورت محفوظاتی پس بدهند، تاکید را روی فرآیند(process) گذاشته اند. دانش آموزان در فراگیری علم و دانش همان روندی را طی می کنند که دانشمندان و اندیشمندان طی کرده اند. دانشمندان رشته های مختلف مقدار زیادی مطالعه کرده، مدت مدیدی بر روی مسائل فکر کرده، با انجام تجربه و خطا، به عمل دست زده و کارهای مختلف انجام می دهند تا نهایتأ به یک یافته علمی و یا تکنولوژیکی می رسند. معلمان در کشورهای مذکور نیز همین روند را عیناَ طی کرده و دانش آموزان و فراگیران را فعالانه در فرآیند و روند یادگیری قرار می دهند. در این روش، دانش آموزان وقتی را که در مدرسه می گذرانند، صرف مطالعه کرده و از منابع مختلف استفاده می نمایند. آنها با توجه به یافته های علمی و مشاهدات خود فرضیه ساخته و آن را به آزمایش می گذارند. درست همان روشی را که دانشمندان در کشفیات علمی خود طی نموده اند، مدرسه و معلمان هم امکانات و شرایط لازم را برای آنها فراهم می نمایند. معلم به جای انتقال یافته های علمی و نتایج تحقیقات انجام شده، دانش آموزان را به تحقیق و تجسس وادار می نماید. بنابراین، به مطالب کتاب درسی اکتفا نمی شود

در دهه ي گذشته، معلمان و طراحان برنامه‌هاي درسي ، از اين عقيده حمايت كرده اند كه هدف از آموزش نبايد اين باشد كه دانش آموزان را براي ورود به مراتب بالاتر آماده كنند، بلكه هدف اصلي بايد تربيت دانش اموزاني داراي سواد باشد. جامعه‌ي امروز به طور فزاينده‌اي تحت تاثير علم و فناوري است، بنابراين كتاب علوم بايد آنچنان تدريس شود كه ارتباط آن با زندگي روزمره و نقش آن در زندگي مورد تاكيد قرار گيرد.

در طول ده سال اخير برنامه‌هاي درسي علوم در دوره ابتدايي به صورت بنيادي تغيير كرده و رويكردها، راهبردها و روش‌هاي جديدي مبتني بر يافته هاي پژوهشي جايگزين نظام هاي آموزشي سنتي در مدارس به مرور شده است‌.

انواع راهبردها

راهبرد مورد استفاده در برنامه‌ريزي درسي علوم ابتدايي در چند سال اخير موظف است تا در برنامه هاي درسي مدارس، به جنبه هاي زير از علم توجه نمايد:

  1. ساختار مفهومي علم
  2. فرايندها
  3. كاربردها
  4. افزايش علاقه‌ي دانش‌آموزان به كتاب علوم وعلم
  5. جنبه‌هاي علمي

تبيين اهداف

ورود ابعاد جديد به آموزش علوم در مدارس ايجاب مي‌كند تا روشهاي تدريس اين كتاب به طور اساسي دچار تغيير و تحول گردند. در رويكردهاي جديد آموزشي تلاش مي‌شود تا فضاي كلاس درس به صورتي باشد كه در آن به دانش آموز اجازه داده شود تا به طور فيزيكي و هوشمندانه با مواد آموزشي مناسب تعامل داشته باشد. اساس فعاليت هاي تعاملي دانش آموزان با مواد آموزشي بر كاوشگري استوار است.

برنامه‌هاي درسي علوم طوري تنظيم شده‌اند كه در آنها روش تدريس معمول در كلاس درس، براساس يادگيري  مشاركتي باشد. امادر بيشتر بحث‌هاي كلاسي،  معلم سخنران اصلي است و به تفاوتهاي فردي دانش‌آموزان در كلاس درس كمتر توجه مي‌شود. تعامل بين معلم و دانش‌آموزان بيشتر به اين صورت است كه در آن معلم سئوال‌هايي را مي پرسد و دانش‌آموزان جواب مي‌دهند. در ادامه، معلم جواب را تاييد و يا تكذيب كرده و نهايتاً جواب درست را مي‌گويد. در اين حالت مشاهده مي‌شود كه دانش‌آموزان نقش اندكي در فرايند يادگيري در كلاس درس دارند و احتمال غير فعال شدن آنها بيشتر است.

اهميت روزافزون علم در زندگي انسان‌ها سبب شده است تا  آموزش مناسب و اثربخش آن به ويژه در برنامه‌ي درسي مدارس به عنوان يكي از حوزه‌هاي فعال علوم تجربي از اهميت به سزايي برخوردار گردد. از نظر آنان، با ورود به قرن ۲۱، عوامل مختلفي شيوه‌هاي ياددهي ويادگيري علم را تحت تاثير قرار داده است. گسترش نظريه‌هاي شناختي و افزايش درك پژوهشگران از چگونگي يادگيري دانش‌آموزان، استفاده گسترده از رايانه و فناوري اطلاعات براي تجسم ومرئي‌سازي پديده هاي علمي پيچيده، عوامل بيروني مانند نگرانيهاي جهاني نسبت به انرژي، منابع آب ومحيط زيست، افزايش سطح سواد علمي، تبيين سطوح مختلف و افزايش درك عمومي از علوم مختلف، سبب شده است تا ياددهي- يادگيري اثربخش كتاب علوم در مدارس ابتدايي، مورد توجه مسئولان، قرار گيرد.

بايد توجه داشت كه يادگيري و درك مفاهيم كتاب علوم تجربي به خاطر پديده‌هاي مختلف، اغلب دشوار است. در فرايند ياددهي و يادگيري علوم تجربي، معلمان و دانش‌آموزان با  نظريه‌ها و فرضيه‌هايي روبرو هستند كه به راحتي قابل تجسم نيستند. بررسي ويژگي‌ها و رفتار مواد كه در اندازه‌هاي مختلف هستند اغلب مشكل است و منجر به كج‌فهمي مي‌گردد. همچنين برخي پديده‌ها را به لحاظ محدوديت زماني و يا ايمني، نمي‌توان در مدرسه تجربه كرد. براي اين منظور استفاده از شبيه‌سازي، ساخت مدل و نيز انيميشن‌هاي رايانه‌اي پيشنهاد شده است. استفاده از مدل‌ها و شبيه‌سازي‌ها كمك بسيار زيادي به درك عميق و مفهومي كتاب نموده و بسياري از كج‌فهمي‌هاي رايج را برطرف مي‌سازد.

 «جانستون» (۱۹۹۱) معتقد است كه براي رسيدن دانش‌آموزان به يك درك صحيح از علم ، بايد آنها بتوانند در سه سطح مختلف تفكر به يادگيري بپردازند. اين سه سطح كه در قالب يك نمايه مثلثي شكل ارايه مي‌شوند، شامل سطوح  ماكروسكوپي، مولكولي و نمادي مي‌باشند.

در سطح ماكروسكوپي، مشاهده عيني مواد و تغييرات آنها با استفاده از فعاليت‌هاي آزمايشگاهي و مهارت‌هاي مربوطه و مرتبط ساختن نظريه‌ها و نمادهاي ارائه شده درمحتواي درسي  با اشياي فيزيكي و وسايل اندازه گيري مورد نظر است. اين‌گونه فعاليت ها اغلب در قالب فعاليت هاي عملي در آزمايشگاه و يا بيرون از محيط مدرسه انجام مي‌گيرند.

در سطح نمادي، تبيين پديده‌هاي شيميايي، تغييرات انرژي و نظريه‌هاي علمي در قالب معادله‌هاي رياضي و نمادها ، همراه با حل مسئله و «كاربرد اعداد»هدف اصلي آموزش مي‌باشد.

انفجار اطلاعات، پیشرفت علوم و فنون، پیچیده شدن نیازهای فردی و اجتماعی موجب شده که دیگر روشهای سنتی آموزشی قادر به رفع نیازهای پیچیده امروزی نباشند. نوآوری در فعالیتهای آموزشی مقوله ای است که مقالات و کتب زیادی را به خود اختصاص داده و تحقیقات گسترده ای در این زمینه صورت گرفته که نتایج این تحقیقات هم اکنون در بسیاری از کشورهای جهان در حال پیاده شدن است.

بزرگترين مشكل دانش آموزان

 يكي از بزرگترين مشكلات دانش آموزان مشكل حل مساله است.یکی از دلایل فقدان طرحی برای آموزش حل مسأله به دانش‌آموزان، این است که آموزشگران ریاضی تا چندین سال پیش معتقد بودند که حل مسأله آموزش دادنی نیست بلکه یک هنر یا ویژگی و توانایی است که بعضی از انسا‌ن‌ها دارند و بعضی ندارند. بنابراین هیچ کس تلاش برای حل مسأله به دانش‌آموزان نمی‌کرد. اما تعداد کسانی که درمورد آموزش حل مسأله تحقیق می‌کنند بیشتر است. یکی از افرادی که در مورد چگونگی حل مسأله و آموزش آن تحقیق کرد، جرج پولیا است. حاصل کار او در کتاب «چگونه مسأله حل کنیم» منتشر شد.

ادغام آموزش با زندگي دانش آموز

از آنجا که یکی از اهداف نظامهای آموزشی کشورهای مزبور، فراهم نمودن زمینه رشد دانش آموزان در کلیه زمینه ها است، سعی می شود تا نگرشها و یا عاداتی از تفکر را در دانش آموزان توسعه دهند که برای آنها به عنوان یک شهروند مسئول، در جامعه پیچیده امروزی لازم است. از این رو، در سه سال اول ابتدایی کمتر روی مهارتهای شناختی دانش آموزان کار می کنند و بیشتر به مهارتهای اجتماعی می پردازند. مهارتهای اجتماعی عبارتند از: مهارت های مشارکتی، مهارت های ارتباطی، مهارتهای تحقیق( جمع آوری اطلاعات، سازماندهی، تفسیر داده ها) و مهارتهای تفکر(فرضیه سازی، مقایسه، ارائه راه حلهای گوناگون و انتخاب بدیل ها). در این برنامه ها به دانش آموزان تفهیم می شود که آنها در قبال خانواده، مدرسه، جامعه و کشورشان مسئولیتهایی به عهده دارند. بهداشت محیط زیست، حفظ و نگهداری آن، رعایت قوانین و مقررات و پای بند بودن به وظایف دینی و اخلاقی، و رعایت نظم و انضباط از جمله مسئولیت های آنها است. از طرفی، معلمان سعی دارند تا به شیوه های مختلف، مهارتهای میان فردی را در دانش آموزان پرورش دهند. این روحیات شامل داشتن افکار مثبت، انعطاف پذیری، شکیبایی، توجه به نظرات دیگران وتفهیم آنان، کار در گروه، همکاری، زندگی در یک جامعه جهانی، احترام و مسئولیت برای محیط زندگی، ارزش گذاری به قوانین و رعایت نطم و انضباط می باشد.

نتایج تحقیق نشان داد که معلمان، مهارت تصمیم گیری را از طریق مشارکت عملی در برنامه ریزی درسی و اجرای فعالیت های گوناگون به دانش آموزان آموزش می دهند. شرکت دادن دانش آموزان در مسائل اجتماعی جامعه با انجام پروژه های تحقیقاتی در ارتباط با مسائل جامعه و مسائل مرتبط با زندگی صورت می گیرد. بطور خلاصه، دانش آموزان با انجام پروژه  های گوناگون، در مورد مسائل جهانی و محلی فکر کرده و برای معضلات آن چاره اندیشی می کنند. مسئولان جامعه نیز در تمام برنامه های توسعه، نقش آموزش و پرورش را در نظر گرفته و کلیه دانش آموزان را هم به عنوان اعضای پروژه های ملی درگیر می کنند.

نتيجه گيري

بطور کلی، استفاده معلم از راهبردهای آموزشی در قالب پروژه های طراحی محور، تحقیق محور و فعالیت محور، کلاسهای درسی را با کلاسهای سنتی متفاوت نموده است. یکی از ویژگیهای ثابت کلاسهای درس طراحی و ساخت یک محصول یا چیز جدید است. همه روزه به دانش آموزان مقدار زیادی کارهای تصوری، تخیلی و اکتشافی توام با تجربه و آزمایش داده می شود. دلایل زیادی برای علاقه به یادگیری طراحی محور وجود دارد:

شرکت فعالانه دانش آموزان در یادگیری: فعالیتهای طراحی محور دانش آموزان را به طور فعالانه در یادگیری درگیر می کند و به دانش آموزان احساس کنترل و مسئولیت بیشتری را در فرایند یادگیری می دهد.

احساس پیشرفت تحصیلی و موفقیت یکی از مشخصه های این گونه کلاسها است. در این کلاسها، با وجود انتظارات زیاد معلم از دانش آموزان، اطمینان حاصل می گردد که دانش آموزان توان و قابلیت برآورده کردن انتظارات مورد نظر را دارند. به منظور جرأت بخشیدن به دانش آموزان، کار آنها دائماً از طرف معلمین مورد تشویق قرار می گیرد. بدین ترتیب که، هر وقت قطعاتی از کار انجام می شود دانش آموزان از طرف معلم و سایر دانش آموزان مورد تشویق قرار می گیرند. احساس رضایت دانش آموزان از چهره وهمچنین از شوق و ذوق آنها برای ادامه کار مشخص می‌گردد.

منابع

سايت تبيان

سايت رشد

فصلنامه سياسي اجتماعي نور